یکی از بچه های فامیل که کلاس پنجم هست ازم می پرسه :وقتی مدرسه میرفتی از چه درسی بدت میومد ؟
میگم ابتدایی که برام فرقی نداشت ولی در کل از عربی خوشم نمیاد...
میگم:تو چی ؟
میگه من از ریاضی،تاریخ ،جغرافی ،مدنی وعلوم بدم میاد...
من:خوب پس مدرسه نری بهتره
یکی از بچه های فامیل که کلاس پنجم هست ازم می پرسه :وقتی مدرسه میرفتی از چه درسی بدت میومد ؟
میگم ابتدایی که برام فرقی نداشت ولی در کل از عربی خوشم نمیاد...
میگم:تو چی ؟
میگه من از ریاضی،تاریخ ،جغرافی ،مدنی وعلوم بدم میاد...
من:خوب پس مدرسه نری بهتره
برای بار دوم بعد از سالهای سال میبینمش (معلم کلاس اولم)...میگه:رشتت چی بود ؟
میگم:IT
میگه: یعنی ریاضی خوندی دبیرستان
میگم آره...
میگه :چه اشتباهی کردی، چرا آخه رفتی ریاضی...
من: لبخندی نثارش میکنم ...
میگه:طاهره که رفت انسانی هر چند بازیگوشه...
معلم شیمی اول دبیرستان رو میبینم
میگه: محبوبه اشتباه کردیا میرفتی تجربی ...آخه شیمیت خیلی خوب بود ...وباز من لبخندی نثارش میکنم
عمه خانوم داره مینا(خواهرم) و زینب (دخترش) رو نصیحت میکنه در مورد رشته دانشگاهی و اینکه دخترا باید تجربی بخونن...و باز با افسوس رو میکنه و به من میگه :کاش تو هم میرفتی تجربی ...حیف شد ...وباز من لبخندی نثارش میکنم
این روزها همه به رشته ی من گیر میدهند، شما چه طور؟
در آنچه که نباید از آن بی خبر باشید، دقت کنید ، خود را پند دهید و در راه دانستن آنچه که برای ندانستنش عذری ندارید ،تلاش کنید،چون دین خدا ارکانی دارد که هر کس آنها را نشناسد ،شدت و سختی تلاش در عبادت ظاهری سودی به حالش نخواهد داشت.(امام جعفر صادق(ع))
وقتی وارد کلاس شدیم کلاس خیلی گرم بود و یکی از بچه ها میگه اگه حجاب آزاد بود من هیچ وقت این همه گرما رو تحمل نمیکردم و حجابمو بر میداشتم ...یکی از اون ور کلاس یکم متعصبانه میگه: این چه حرفیه میدونی اگه حجاب آزاد باشه ال میشه بل میشه ...میگم واقعا چه عیبی داره حجاب آزاد باشه هر کس بر حسب شناخت خودش پوشش رو انتخاب کنه و او هرازتا دلیل میاره که نشون میده پشت حرفاش عقیده و آگاهی نیست که هیچ، همش یه مشت تعصب که از بچگی تو گوشش خوندن ،بهش گفتن اگه کسی حجاب نداشته باشه یعنی انسان نیست و... البته دوستم یکم اذیتش میکنه که الان داری به صفحه مونیتور نگاه میکنی حرامه چون غربی ها درست کردن و الان چشمات نجسه
....همون جا یاد نوشته های استاد شریعتی میافتم که انگار تفکرش برای همین امروز بوده :
بعضی زنهای اروپایی هستند که ما حق شناختن آنها را نداریم ،و باید همیشه همانها را بشناسم.آنهایی را که فیلمها ، مجله ها، تلویزیون ها و رمانهای جنسی نویسندگان جنسی به ما نشان می دهند،و به عنوان تیپ کلی زن اروپایی به ما میشناسانند .حق نداریم آن دختراروپایی را بشناسیم که از شانزده سالگی به صحرای نوبی ، به افریقا به صحرای الجزایر و استرلیا میرود و تمام عمرش را در آن محلهای وحشت ،خطر،بیماری ،مرگ و قبایل وحشی میگذراند و شب و روز در جوانی ،کمال و پیری ،درباره ی امواجی که از شاخکهای مورچه فرستاده میشود،و شاخکی دیگر آن امواج را می گیرد ،کار کند و چون عمرش به پایان برد،دخترش کار و فکر او را دنبال کندو نسل دوم زن اروپایی در پنجاه سالگی به اروپا باز می گردد و در دانشگاه می گوید : من سخن گفتن مورچه را کشف کردم...
حق نداریم مادام گواشن را بشناسیم که تمام عمر را صرف کرد تا ریشه افکار و مسائل فلسفی حکمت بوعلی،ابن رشد ،ملاصدرا،جامی و ملاهادی سبزواری را در فلسفه یونان و آثار ارسطو و دیگران پیدا کرد و با هم مقایسه کرد و انچه را حکمای ما از آنها گرفته اند ،نشان داد و آنچه را در طی هزاران سال تمدن اسلامی بد فهمیده اند و بد ترجمه کرده اند ،تصحیح نمود...
حق نداریم مادام دولایدا را بشناسیم که یک کارش تصحیح و تکمیل کتاب نفسانیات بو علی سینا از روی نسخه متن رساله نفس ارسطو در زبان یونانی قدیم است ...
حق نداریم مادام کوری را بشناسیم که کاشف کوانتوم و رادیواکتیو است.یا رزاس دولاشاپل یک دختر زیبای آزاد و مرفه سوئدی نژاد را که با وجود دوری از جو فرهنگی اسلام و زمینه تربیتی و اعتقادی ،از آغاز جوانی زندگیش را وقف شناخت آن روحی کرد که در اندام اسلام مجهول ماند،و پی بردن به مردی که در زیر کینه های دشمن و حیله های منافق و مدح و ثناهای شاعرانه و بی معنای دوست پنهان شده است....
ما حق نداریم آـنجلا دختر امریکایی یا دختر ایرلندی را که دو ملت اسیر ،چه میگویم ،همه مردم آزاده جهان و تمام بشریت مجروح و محکوم تبعیض ،ستم و استثمار چشم به آنها دوخته اند بشناسیم...
یک بار ندیدم که از دانشگاه کمبریج ویا سوربن با هاروارد،عکسی بردارند و بگویند دختران دانشجو چگونه می آیند و چگونه می روند.چگونه در کتابخانه ها بر روی نسخه های قرنهای 14 و 15 و الواحی که از2500تا3000سال پیش در چین پیدا شد ،یا روی نسخه ایی از قرآن از صبح تا شب خم می شوند ...
شما خانمها و آقایان دانشمند ،اهل مطالعه،نام بانو زیکریدهونکه مستشرق بسیار دانشمندآلمانی را شنیده اید که کتاب بسیار جامعی درباره تمدن اسلام و تاثیر آن در تمدن اروپا که خوشبختانه به نام «شمس العرب تسطع علی الغرب» یا« اثرحضاره السلام فی حضاره اروبا» به عربی ترجمه شده است،اینها زن روز نیستند و ناید شناخته شوند...
پینوشت: ترم پیش یه پروژه داشتم در مورد بلوتوث که فهمبدم ماریا خرسند «مادر معنوی بلوتوث »این پروژه رو به عهده داشته و باید افتخار کرد که دانشمندان ایرانی در کشورهای غربی به به جایگاه واقعی خودشون میرسن
بچه ها قرار گذاشتن برن بیرون غدا بخورن ...اصرار که تو هم بیا و از من انکار که امکان نداره که 10 دقیقه ایی میشه رسید خونه و غذایی که مامان پخته رو خورد، اما بیام و مثلا پیتزایی که معلوم نیست کی پخته بخورم...بچه ها در جواب اینکه میگم نه یکم اذیت کردن ومنم خونسرد تر از این حرفا و میگم امیدوارم انفولانزا نگیرین...
بعد از ظهر میبینمشون...یکی از بچه میگه :محبوبه خوب شد نیومدی اگه میومدی باز تا 2 روز غذا نمیخوردی..میگم چرا:میگه تو غذا من مو پیدا شد
....
عسل (یکساله)مریض شده و مادرش تعریف میکنه وقتی دکتر میخواسته براش دارو تجویز کنه گفته: ببین خانوم این قطره ایی که مینویسم دستور خیلی خاصی داره به ازای هر قطره ایی که به بچه ات میدی بگو مرگ بر امریکا چون این قطره امریکایی...والبته به وضوح میبینید که داروهای خارجی خیلی بهترن
دارم با دوستم راه میریم یه دفعه میگه : اینجارو ببین ...رو دوربینd که در جاهای مختلف یه مکان تاریخی مذهبی در شهرمون نصب شده پرچم انگلیس رو میبینم یعنی دوربین ساخت انگلیسه...یاد حرف دکتر عسل میافتم با خودم میگم حتما الان باید گفت: مرگ بر انگلیس...
هر کسی این روزا بچه ایی اطرافش داشته باشه و یه نیم نگاه به همه ی اسباب بازی هاش کنه میبینه رو %99 نوشته ساخت چین...
والبته رو خیلی از وسایلی که استفاده میکنیم...
پوشاکم که حرفشو نزنید اصلا افت کلاس داره در بین مردم ما کسی خارجی تنش نباشه...
وسایل خانگی هم اضافه کنید به همه ی چیزایی که گفتم یعنی من تا حالا ندیدم جایی برم حتی ادارات دولتی مثلا تلویزیونش ایرانی باشه( البته بازم مونتاژایران)...
وخیلی چیزهای عذاب آور دیگه که یادآوری میکنه باید بلندتر فریاد زد مرگ بر استکبار...
یادتونه تو این پست نوشتم برای سلامتی همکلاسیم دعا کنید...این بار برای شادی روحش دعا کنید امشب شب اول قبرشه
استاد خطاب به دانشجویان،:سلا م آقایون ،خوب درسو شروع میکنیم...این جمله ایی بود که همیشه استاد در شروع کلاس میگفت...
دانشجویان با هم قرار میزارن که یک روز هیچ پسری در سر کلاس درس حاضر نشه تا ببینن استاد چی میگه...
روز موعود فرا میرسه : از قضا یکی از دانشجویان پسر که از ماجرا خبر نداشته سر کلاس حاضر میشه ...استاد خطاب به پسر دانشجو میگه:سلام آقا ،خوب درسو شروع میکنیم...
بعد اون جلسه باز هم دانشجوها با هم قرار میزارن جلسه ی بعد هیچ پسری در کلاس حاضر نشه تا واکنش استاد رو ببینن...
روز موعود فرا میرسه:استاد وقتی وارد کلاس میشه و میبینه هیچ پسری در کلاس حاضر نشده میگه: خوب امروز که کسی نیومده ،من میرم ...
حالا این سوال رو میپرسم واقعا اگه حضور خانومها در رشته های فنی مهندسی مفید نیست یا حداقل برای اکثر دانشجویان دختر مفید نیست چرا پذیرش در این رشته ها انجام میشه؟
منظم ترین مردم دنیا
یادمه روز 9 مهر بود اخبار داشت اعلام می کرد که همزمان با بازگشایی مدارس جشن عاطفه ها در سراسر کشور برگزار میشه ولی اخه اول مهر کجا و نهم مهر کجا ؟!...
همیشه آدم هایی هستن که قول و قراراشون براشون مهم نیست و حتی نزدیکترین دوستای خودم هم اینطورین و اصلا این براشون مهم نیست که 15 دقیقه دیرتر سر قرار حاضر بشن...
خیلی از استادها هم براشون مهم نیست نیم ساعت دیرتر بیان کلاس یا اصلا نیان و یه عده دانشجو منتظرشون باشن...
یا چیزی که چند ساله برای همه عادی شده تعطیلاتی هست که بعد و قبل و پایان تعطیلات رسمی قرار داده میشه...
یا....
اصلا خوب نیست یه اخلاق و رفتار ناشایست زشتی خودش رو بین مردم جامعه از دست بده